سیاست در ایران بر پایه خیلی چیزها هست و نیست! عجب تناقضی در این میان هست ، کسانی که کار سیاسی می کنند و دیگرانی که اندیشه سیاسی را دنبال می کنند ، نه اولی و نه دومی به هم ربطی پیدا نمی کنند ؛ حداقل در ایران چنین هست!
چند روز قبل در میان دیگر کارها اندکی به ستادهای انتخاباتی سر زدم. برای تجربه و یا شنیدن حرفهایی که اندکی و گاه خیلی زیاد توی ذوق می زد! چیزهایی دیدم که حداقل توهین است به همه چیز ؛ از سیاست گرفته تا انتخابات ، از رای دادن و ندادن گرفته تا امور مالی دیگر و صد البته فساد مالی که بوده و هست.
یکی از این دیده ها و شنیده ها را می نویسم. فرض کنید یک آقایی ۳۰ روز قبل در حزب اسم می نویسد ، کلی هم قول و وعده می دهد و حرفهایی دیگر هم به میان می آید. از آن روز تا امروز چندی گذشته است ، در میان راه می گوید من حرفهای قبلی خودم را قبول ندارم ، کاری با اسم نویسی در حذب ندارم و می خواهم با کسانی دیگر ائتلاف کنم!!!! این هم بخشی کوچک از تمام این حوادثی است که روی می دهد! این را بی اخلاقی در حوزه سیاست می گویند و نه چیزی دیگر. |