شنبه 19 مرداد ماه سال 1387
معرفی کتاب ، خوبی خدا

شناسنامه کتاب

خوبی خدا 

( 9 داستان از نویسندگاه امروز آمریکا )

مترجم : امیر مهدی حقیقت

ناشر: نشر ماهی

نوبت چاپ: چاپ سوم

کتاب خوبی خدا را ماه قبل تهیه کرده بودم ، تا آنکه چند روز قبل کتاب را خواندم ،‌همین دو و یا سه روز قبل بود ، بعد هم فردای همان روز به یکی دیگر از دوستان دادم تا بخواند.

داستان های کتاب جذاب و گیرا هستند ، حداقل آنکه برای من ۳ تا از داستان ها خیلی خیلی جذاب بودند ؛ جناب آقای رییس جمهور - گیب هادسون ، تعمیرکار - پرسیوال اورت ، جهنم- بهشت - جومپا لاهیری. بدون شک بقیه داستان ها هم خوب هستند ، اما من اینها را بیشتر می پسندم ، خصوصا داستان آقای رییس جمهور ، نویسنده با طنزی قوی و همزمان با به کار بردن ادبیاتی خاص نگاه ضد جنگ و طح طلب خود را در نامه ای به رییس جمهور آمریکا می نویسد(جرج بوش اول) ، به گمانم مترجم کتاب در برگردان متن زحمت زیادی را متحمل شده ، خواننده به خوبی طنز متن را درک می کند و با نوشته ارتباط برقرار می نماید.

تا یادم نرفته این را نیز بگویم ؛ در صفحات ابتدایی کتاب مترجم (امیر مهدی حقیقت گرامی) بیوگرافی مختصری درباره هر کدام از نویسنده ها گردآوری کرده ، به نظرم این کار خیلی مفید است ، خواننده هنگام خواندن داستان و داستان ها نمایی کلی از نویسنده را پیش رو دارد و همین امر کمکی است برای بهتر درک کردن داستان ها ، مانند اولین داستان کتاب ، چیزی که گرو می‌گذاری پس می‌گیرم - شرمن الکسی ، به هر جهت اگر علاقه مند به تهیه کتاب بودید ، کتاب خوبی خدا را فراموش نکنید.

سه شنبه 7 خرداد ماه سال 1387
مکتب دیکتاتورها

شناسنامه کامل کتاب:

مکتب دیکتاتورها

نویسنده: اینیاتسیو سیلونه

مترجم: مهدی سحابی

نشر ماهی

 

اگر درست گفته باشم ، دو شب پیش کتاب "مکتب دیکتاتورها" را خواندم. هر چند نمی توان نام رمان را بر کتاب نهاد ولی نویسنده می کوشد راهی را به رمان بازگشاید تا از این طریق روشهای بکار برده شده در رژیمهای دیکتاتوری از قبیل هیتلر و موسلینی را با دابیات روان و خواندنی به خواننده انتقال دهد. با این حال بخش هایی از رمان بیشتر شبیهه تاریخ نگاری و یا تحلیلی سیاسی می ماند تا ادبیات روان و خواندنی ؛ اما می توان کتاب را خواند و از ترجمه روان و خواندنی مترجم یادی نکرد ، تا جایی که می دانم آقای سحابی مترجم زبردستی است و خوش سلیقه و مسلط به زبان مبدا و مقصد. بخش هایی از کتاب را در زیر می آورم ، باشد تا به طبع شما سازگار افتد و کتاب را بخوانید.

 

دیکتاتوری رژیمی است که در آن ، مردم به جای فکر کردن نقل قول می کنند.و همه هم از یک کتاب نقل قول می کنند. در حالی که ما دست کم از افراد و آثار گوناگون شاهد می آوریم. ص 38

 

وحشت قانون و مقرراتی ندارد. هدفش این نیشت که عده ای از مخالفان را از میان بردارد ، بلکه بیش تر این است که عده ای هرچه گسترده تری را از نظر روانی از پا درآورد. آن ها را دیوانه و یا سرگشته و بزدل کند ، ته مانده ی هر نوع شرافت انسانی را از آن ها بگیرد. حتی بوجود آورندگان و گشترش دهندگان وحشت هم از صورت یک انسان عادی خارج می شوند. ص 185

 

ترویج پیشوا پرستی کار اصلی وسایل تبلیغ و ارتباط جمعی است که به انحصار حکومت در می آید. برای این که وسایل انحصاری وظیفه خود را به خوبی انجام دهند لازم است کتاب ها و روزنامه های خارجی و مخالف ممنوع باشند و در برنامه های رادیوهای خارجی مرتبا خرابکاری شود. ص 247

 

شنبه 22 دی ماه سال 1386
کتاب ، چهل نامه کوتاه به همسرم

روز پنج شنبه ، درست ۲ هفته قبل ، گویا با کمک امدادهای غیبی ، و دست به هم دادن نیروهای دیگر باعث شد تا نمایشگاه کتابی در سالن مطالعه دانشگاه برقرار گردد - البته این حرکت هم جای نقد دارد ، اگر بناست فرهنگ کتاب خوانی و یا فروش کتاب(!) را گسترده نماییم خوب است ، ولی به شرط آنکه سالن مطالعه را تعطیل نکنیم و در آن نمایشگاه کتاب برپا کنیم!

از شما چه پنهان در میان کتاب های تاریخ ، سیاست و علوم اجتماعی چیز دندان گیری نیافتم. هر چه بود حکایت از تک گویی انتشارات "قدر ولایت" و "بوستان کتاب قم" و... بود. بخش الکترونیک و کامپیوتر هم خوب بود ، اما خبری از کتاب های علوم انسانی و انتشاراتی های معتبر نبود ، البته نمی بایست هم باشد ، شما باید دقت داشته باشید ریشه های شک و تردید را در زمینه های فکری بخشکانید ، خشک خشک و بدون کوچکترین پرسش و نقد!

در بخش ادبیات چشمم به کتاب "نادر ابراهیمی" افتاد ، کتاب "چهل نامه کوتاه به همسرم" را در میان دیگر کتاب ها پسندیدم و خریدم. حکایت تمام نامه ها  داستان حس ، ارادت خالص و دوست داشتن نویسنده نسبت به همسرش است ؛ گویا برای کسی چون ابراهیمی و همسرش دوستی و دوست داشتن و برقراری این رابطه با همسر خویش بصورت دوران گذار نیست ، رابطه ای است جاودانه و ترمیم پذیر و در عین حال نشانه های از بودن های خوب و زیبا.

برای چنین انسان هایی ؛ افرادی مانند نادر ابراهیمی و ابراهیمی های دیگر ، دوست داشتن یک انسان خاص که جایگاه والای خود را در فکر و دل فرد مقابل یافته قابل بازسازی ، نو شدن ، بهتر شدن و با توان شدن است و نه کاسته شدن و کم رنگ شدن حس و حال دوست داشتن و خوب ماندن. چرا که به گمان من انسان هایی که چنین هستند ، رابطه های "سکس" و رابطه های جنسی را به عنوان یک ابزار برای همبستگی بیشتر نگاه می کنند و نه بلعکس.

به هر روی کتاب را در کمتر از ۱۲۰ دقیقه خواندم ، هر چند نمی توانم خوب و دقیق حس و حال نوشته ها را درک کنم ولی آنقدر عبارت و جمله های کتاب برایم جذاب و به یادماندنی بود که به چنین قلمی درود فراوان بفرستم ، هم برای قلم وی ؛ هم برای دوستی های او با همسرش و هم برای زنده نگاه داشتن گوهری والا چون دوست داشتن راه و همراهش.

پس نوشت:می خواستم چند کلمه ای محض یادآوری و یا هر چیز دیگر بنویسم ؛ اما نشد و ننوشتم. الان نیز نمی خواهم حرفی خاص را بزنم ، ولی همین مقدار گویم ، دوست و دوستی به نظرم ربطی به تجرد و تعهد ندارد.

جمعه 9 آذر ماه سال 1386
کتاب پرچم های سبز

چندی قبل یکی از دوستان کتابی را در اختیارم گذاشت تا بر روی شبکه اینترنت قرارش دهم ، رمانی نوشته است با نام "پرچم های سبز" البته قبلا نامی دیگر داشت ولی در حال حاضر با چنین نامی بر روی وب قرار داده می شود.

کتاب حاوی بخش های دیگری هم هست ولی فعلا بخش اولش را برروی جلد کتاب روی وب می گذارم ، به بیانی دیگر داستان کتاب شامل ۳ دوران می شود ، از شروع انقلاب تا سال های ۵۹ که جنگ ایران و عراق شروع شد ، بخش دوم دوران جنگ تا سال های ۶۸ را در برگرفته است و در کتاب آخر بعد از پایان یافتن جنگ ایران و عراق را در برمی گیرد و تا ابتدای سال های ۷۶ داستان ادامه پیدا می کند.

شاید کتاب ضعیف باشد ، آنگونه که یکی از دوستان بعد از خواندن متن کتاب در ایمیلی این نقد را عنوان نموده بودند و یا اینکه لحن کتاب گزارش گونه باشد و نه یک نوشته ادبی قوی و پرکشش ، آنچه برایم مهم بود کمک کردن به دیگری است و نه حرف و حدیث دیگر.

این را هم بگویم خالی از فایده نیست. کتاب ۱ بار به وزارت ارشاد داده می شود. گویا نویسنده با یکی از ناشران هم قراردادی می بندد. بعد از ۱ هفته از سوی وزارت ارشاد با نویسنده تماس گرفته می شود و پاسخ می شنود: شما توقع دارید به این نوشته مجوز بدهند؟ شما تمام ارزش های انقلاب و دفاع مقدس را زیر سوال بردید و... خلاصه تماس قطع می شود و تمام. اگر نام نویسنده کتاب را نگاه کنید شاید متوجه شوید چرا از بخش ممیزی کتاب وزارت ارشاد با نویسده تماس می گیرند!
برای خواندن متن کتاب می توانید بر روی عکس کتاب کلیک کنید و یا اینکه بر روی همین لینک کلیک کرده و متن کتاب را بر روی سیستم پیاده نمایید. با امید به اینکه از نوشته کتاب خوشتان بیاید.

جمعه 14 اردیبهشت ماه سال 1386
جایگاه سیاسى عالم دینى در دو مکتب اخبارى و اصولى‏

عکس روی جلد کتابشناسنامه کتاب

انتشارات بوستان کتاب قم |+|(وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی)

نام کتاب: جایگاه سیاسی عالم دینی

نویسنده: سید محسن آل غفور

سال انتشار: ۱۳۸۴

نوبت چاپ: اول شمارگان: ۵۰۰۰

قبل از خواندن این کتاب همیشه در این فکر بودم؛ جایگاه ولایت فقیه چگونه یافته شد؟ به بیانی دیگر ، بر اساس کدام روال فکری ولی فقیه پیدا شد و در نهایت در قانون اساسی ایران نوشته شد. این جایگاه فارغ از بخش قابل اتکا به متون دینی از کدام آبشخور تغذیه کرده است که حال چنین پرورده شده است و قدرتی بیکران بر روی زمین و کشور ایران را از آن خود ساخته است.

بعد از خواندن چند کتاب ؛ خصوصا کتاب های مانند حکومت صالحان اثر آیت الله صالحی نجف آبادی و دیگر نوشته هایی که به نقدر و نقادی درباره جایگاه ولایت فقیه پرداخته بودند ، باز هم جواب سوال را نیافتم. در واقع در جستجوی یافتن روال تاریخی بودم که نیافتم ، اکثر کتاب های منتشر شده درباره مستند و یا غیر مستند بودن روایت های دینی و متون مقدس در میان شیعیان بحث می کنند و در هیچ کدام از کتاب ها جر و بحث قبل از یافتن این جایگاه به بحث ننشسته اند ، شاید هم باشد و من بی خبر باشم.

کار اصلی و بسیار کارآمد نویسنده کتاب نشان دادن بحث و جدالی است که دو مکتب اصولی و اخباری با تمسک به متون مقدس در مقابل یکدیگر صف می کشند و در نهایت امر اصولیان با قدرتی روز افزون که از طریق اجتهاد و عقل به آن می رسند قدرت و جایگاهی خاص می یابند. همین قدرت به ظاهر کوچک است که بعد از سال ها و پالایش های مجدد فکری و نظری به قدرت و فربه شدن عالم دینی در حوزه سیاست می رسد.

خواندن کتاب برای کسانی که در پی فهم قدرت یافتن نهادی مانند ولی فقیه و  یا ولایت فقیه می باشند خالی از لطف نیست.