مطرح کردن لایحه "حمایت از خانواده" در مجلس شورای اسلامی و بعد تصویب کلیت این لایحه باعث شده بسیاری از زنان متجدد ایرانی علیه این لایحه موضع گیری نمایند و در مخالفت با این لایحه اعتراض کنند، خصوصا زنان فمینیست که نوع اعتراض و عملکردشان خیلی جالب توجه است و همین اعتراض ها می تواند زمینه ای باشد برای حرکت و گام های بعدی، حرکت هایی که می تواند نشانه بلوغ سیاسی-اجتماعی زنان ایران باشد.
اما، به گمانم چنین کاری، اعتراض کردن به لایحه حمایت از خانواده مقداری نامفهوم است، چرا که تصویب کردن و یا تصویب نکردن این لایحه نمی تواند رابطه مستقیمی با اعتراض های وبلاگ نویسان و یا گرایش های فمینیستی در ایران داشته باشد ، به احتمال فراوان این لایحه بصورت کامل و با کمترین اعتراض ها از سوی نمایندگان تصویب خواهد شد ، چرا که نمایندگان مجلس با نگاه خاص خود به نهاد خانواده و زن عقیده شان بر این است که تصویب این لایحه می تواند بخشی از مشکلات جنسی جامعه ایران را حل نماید ، آنچنان که در سخنرانی و مصاحبه های خود عنوان می نمایند، "جامعه ایران از نظر فشار جنسی به حد انفجار رسیده است".
بنده به تمامی اعتراض هایی که در همین رابطه شکل گرفته و شکل خواهد گرفت احترام می گذارم و هم نظر دوستان می باشم ، اما بهتر است موضوع را از زاویه ای دیگر هم نگاه کرد. چرا فقط مجلس هشتم را مشکل اصلی می دانیم؟ چرا مردان مجلس هشتم و نمایندگان را به داشتن نگاه مردسالار متهم می کنیم و به دیگر مسائل نمی پردازیم؟ سوال اصلی چنین هست ؛ چرا زنان ایران خود را از موضوع اصلی که همان نگاه ویژه به جنس خود و هم جنسان خودشان است کنار کشیدند و نقش خود را در طول این سال ها نمی بینند؟ چرا...
در حال حاضر کاری با نگاه مردسالار نماینده های مجلس هفتم و هشتم ندارم ، کاری هم با این موضوع ندارم که مشکلات جنسی در جامعه ایران سبب شده تا عده ای گمان کنند با ارایه و تصویب این لایحه می توانند "جامعه پاک"برای مردم ایران بسازند، از طرفی دیگر، نقدها و احیانا ایرادهایی هم که به نوشته های دوستان فمینیست دارم را فعلا مطرح نمی کنم ، فقط به این مهم خواهم پرداخت ، زنان ایران ، زن ایرانی و یا مادرها و زنان اطراف ما به خودشان و همجنس های خود چگونه نگاه می کنند؟ زن ایرانی در مقابل مردی که می خواهد تجدید فراش نماید چه واکنش و واکنش هایی را انجام می دهد؟
مطمئنا سوالات فوق بر اساس آمارها ارایه نخواهد شد ، چرا که اصلا آمار و ارقامی در این زمینه وجود خارجی ندارد ، تا امروز هم کتاب و یا مقاله ای نخوانده ام که در صدد پاسخگویی به این سوالان برآمده باشد ، هر چه هست و نیست بر اساس تجربه های بدست آمده می باشد و همچنین سخن گفتن با خانواده های ایرانی، دوستان دور و نزدیک و آنانی که دل در گرو این بحث ها و مشکلات دارند.
به گمانم واقعیت های جامعه امروز ایران و لایحه حمایت از خانواده تا حدودی بسیار زیاد همخوانی دارد، اگر نه در تمام زمینه ها ، ولی آنچنان که ما می پنداریم در تضاد با یکدیگر نمی باشند! از این حرف تعجب نکنید و عصبانی هم نشوید! می گویم چرا چنین است.
نوع نگاه زنان ایرانی به خودشان با اشکالاتی بسیار زیادی روبرو است ، این قبول که مادرها و مادر مادرهای ما نگاه خوبی را به دختران خود انتقال نداده اند و یا آنکه تجربه های خویش را سال ها بعد و بدون کم و کاستی به دخترهای خود منتقل کردند، بله، این مشکلات را همه می دانیم و بارها و بارها این مسائل را دیده و لمس کردیم. اما چرا نسل جوان امروز و زنان امروز ایران نیز همانند مادرهای خود فکر می کنند (به نظرم حتی مدرن ترین دختر ایرانی از جهت هایی کپی مادر خودش است!)؟ آیا امکان تغییر نگاه به خود و مرد ایرانی وجود نداشته و اگر داشته چرا تا امروز وضعیت به همین شکل باقی مانده است؟ چرا زنان ایرانی وقتی از رابطه و رابطه های پنهانی همسران خود باخبر می شوند، سکوت می کنند؟ چرا زنان ایران بعد از مدتی کارکردهای خود را تمام شده می دانند و بهترین عمل را برای خود درست کردن غذا، اتو کشیدن، مهمانی دادن، و... می دانند؟
این درست، هر کدام از ما در جامعه ایران رشد یافته ایم، جامعه ای که نوع نگاه خود را به جنس مرد و زن دارد و این نگاه را از کودکی به کودکان انتقال می دهد ، اما اگر دقت کنیم انتقال نگاه و نگرش به زن و مرد در فرهنگ ایرانی آنقدر سست و بی پایه است که با کوچکترین تلنگری فرو خواهد ریخت، اکثر نگاه ها به جنس و جنسیت زن ومرد بر اساس گفته های "قدیمی"ها بنا نهاده شده است و اگر به جمله های نقل شده تا حدودی دقت کنیم بی پایه ترین سخنان را در آنها خواهیم یافت ، پس چرا تا الان هیچ تغییری روی نداده است؟ این مسئله بیشتر به جامعه ایرانی بازمی گردد و نوع نگاه زنان به خودشان و همچنین باورهای زنان در شکل کلی به جنس زن ، بخش دوم نیاز به بحث های روانشناسی دارد ، سعی می کنم به بخش اول بپردازم.
تجربه نشان داده ، اکثر زنان ایرانی زمانی که به رابطه های پنهانی همسر خود پی می برند سکوت می کنند ، از کنار آن به سادگی رد می شوند و یا آنکه با اعتراض های سطحی موضوع را خاتمه می دهند. به عنوان مثال، زنی را در نظر بگیرید که با دانستن رابطه جنسی منشی شرکت و همسرش ، خانه را به اعتراض ترک می کند و چند روز بعد برمی گردد! چرا؟ آیا او به این باور رسیده که هیچ راهی برای برون رفت از این مسئله وجود ندارد؟ خود را باور نکرده است؟ و یا آنکه در بدترین شرایط زنی دیگر را در زندگی خود پذیرا می شود؟
این واکنش های نشان از فروکاستن خود در مقابل جنس مخالف دارد ، اینکه یک زن فکر کند کارکردهای جنسی او به پایان رسیده ، نمی تواند به همسرش لذت جنسی ببخشد ، حس و احساس لازم را برای همسرش فراهم نیاورده و... تمامی این نگاه ها تقلیل دادن زن و زن بودن در بخش جنسی-سکسی است و نه فراتر ، متاسفانه در اکثر نوشته ها خانم های محترم بیشتر از آنکه به حس و احساس زن بپردازند، به نیازهای روانی و روحی یک زن پرداخته شود ، ترس از رابطه های جنسی برایشان مهم بود است!
اکثر زنان ایرانی آگاهانه و با درایت کامل، محیطی را فراهم می کنند تا مرد خود بتواند با زن دیگری رابطه جنسی برقرار کند. پذیرفتن این حرف سخت است ، اما چنین بوده و هست، زنی که گمان می کند جاذبه های جنسی و سکسی خود را از دست داده و شوهرش وی را دوست ندارد ، فقط و فقط برای نشان دادن "محجوب" بودن خود سکوت می کند، و یا در بهترین حالت اعتراض می نماید ویا آنکه "آبروداری" می کند.
اگر یک زن خود را بصورت یک ابزار فرونکاهد آیا باز هم چنین رویدادهایی را شاهد خواهیم بود؟ برخی از زنان ایرانی هنگامی که از رابطه های پنهانی همسران خود باخبر می شوند ، به نشانه اعتراض اولین جمله ای را که به همسر خود می گویند چنین است: من برای تو چی کم گذاشتم؟ و... بله ، چنین سخنی بیشتر از آنکه نشان از حس و احساسات باشد ، نشان از جنس و جنسیت است ، نشان از ارضاء کردن طرف مقابل، نشان از ندیدن بخش های دیگر خود انسان و نشان از کاستن تمام مسائل به سکس است.
اکثر زنان وقتی از وجود زنی دیگر در زندگی باخبر می شوند، مثلا زمانی که مرد می خواهد با زنی دیگر ازدواج کند ، خیلی زود و به جای آنکه به حق خود بپردازند، درخواست خانه جدا می کنند و تلاش می نمایند هیچ کس از این رویداد باخبر نشود! اکثر زنان ایرانی نمی دانند، مخفی کاریها و نشان ندادن اعتراض ها زمینه ساز بحرانی های دیگر است، بحرانی که می تواند خانه و کاشانه را خراب نماید و نشانی از آبادی و آباد بودن خانواده باقی نگذارد.
لایحه حمایت از خانواده را زنان ایران مدت ها قبل ، قبل از نمایندگان مجلس هفتم و هشتم و قبل از رژیم سابق تصویب کرده بودند ، با رفتارهای خود ، با برداشت های اشتباه از خودشان ، با فروکاستن های بی مورد و کوتاه آمدن در مقابل مرد ، با انتقال تجربیات اشتباه خود به دختران خویش و... البته ؛ خیلی هم تند نرویم ، این مشکلات با آهستگی و پیوستگی قابل حل شدن است، کمی صبور باشیم!