ترانه زیر را بارها و بارها گوش کردم ، خواندم و لذت بردم. شعری بس زیبا که حاوی کنار هم گذاشتن اندیشه و احساس و زن است ، هر چند عده ای بر این باور هستند که دنیای زنان با اندیشه همخوانی ندارد ، اما در این شعر دو دنیای به اصطلاح متفاوت ، دنیای زن و دنیای اندیشه در کنار هم قرار گرفته و حاصل آن شده که با هم می خوانیم.
یک زن از این دنیا عشقه نیازش
خدا اونو ساخته از جنس سازش
عشق همسر . عشق مادر
مرامشه نوازش
یک زن راز آسمونه
یک زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه
نازکدل . یک زن سنگ صبوره
درمون هر دردش . اشکای شوره
اگه یک کوه غم و درده
ولی پر از غروره
یک زن راز آسمونه
یک زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه
یک زن راز آسمونه یک
زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه
با کمک اندیشه هام نامه نوشتم به خدا
پرسیده بودم که چرا نازکدل آفرید مرا
خدا با ناله نسیم یه شب جوابمو رسوند
وجود زن اگه نبود کارش نیمه تموم میموند
یک زن راز آسمونه
یک زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه
یک زن راز آسمونه
یک زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه
1
