متن زیر در روزنامه ایران منتشر شده است؛ مقاله ای که می تواند در بخش مهمترین و بالاترین سخنان مضحک و مسخره و توهین آمیز تلقی شود. متن را بخوانید تا بگویم.
شکى نیست که جمهورى اسلامى ایران با حدود یکصد سال سابقه دموکراسى نوین همواره پیشتاز و مهد آزادى هاى سیاسى، ادیان، حقوق شهروندى و حقوق زنان و انتخابات آزاد در منطقه خاورمیانه بوده و با هیچ یک از کشورهاى پیرامونى و حتى غربى قابل قیاس نبوده و نمونه موفقیت آمیز کاملى از پیاده کردن عادلانه و صحیح احکام دینى و ارزش هاى فرهنگى و حقوق بشر مى باشد. (روزنامه ایران - چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷)
چنین حرفهایی فقط می تواند از ذهن یک انسان بیمار و یا فرصت طلب تراوش کند و نه انسانی دیگر، انسانی که دنیا را سیاه و سفید می بیند، انسانی که ایدولوِژی اسلامی بینای چشمانش را گرفته و به جای آن نادانی و بی خردی را به وی بخشیده است. با هر محک و ابزاری نمی توان جمهوری اسلامی ایران را به گونه ای جمع و جور کرد که در دسته کشورهایی با "دموکراسى نوین" سنجیده می شوند قرار داد، چنین عملی بی نهایت سخت و دشوار است، با این حال نویسنده و کسانی یافت می شوند که چنین بگویند و چنین بنویسند، شاید و شاید غم نان و نان آنقدر زیاد باشد که چنین بگوییم و چنین زندگی کنیم!
اما چرا می گویم فرصت طلب؛ فرض کنید فردی می خواهد به شغل شریف مشاوره استانداری و یا فرمانداری نصب گردد، راه یافتن به چنین مقامی از راه مشخصی می گذرد. راهی که باید سخنانی را در مدح ارباب بگویی و چنان بگویی که هم خود باور کنی و هم رییس محترم! نویسنده مقاله خود می داند آزادی و آزادگی با معیارهای مشخص در ایران یافت نمی شود اما غم نان و غم مقام وی را چنان می کند که سخنان بیهوده و زشت را به قلم جاری کند و مزخرف ببافد.



