چهارشنبه 23 مرداد ماه سال 1387
جعل مدرک ، به روش های مختلف...

چرا تعجب نکردم؟ چرا وقتی خبر جعلی بودن مدرک "علی کردان" را خواندم اصلا متعجب نشدم و خیلی عادی از کنار مسئله رد شدم؟ در ایران ما ، در کشوری که آمارهای دروغ پخش می شود و همین آمارها میزان و ترازوی سیاست مداران ایرانی می شود چرا باید تعجب کرد ، بر اساس همین امارهای دروغ و جعلی برنامه های کلان و خرد اقتصادی برنامه ریزی می شود! در کشوری که هیچ کس و هیچ چیز سرجای خودش نیست ، چرا باید از جعلی بودن مدرک کردان تعجب کرد و انگشت به دهان گرفت ، حیف انگشت نازنین ما نیست!؟

زمانی که معاون وزیر در یک ترم  تحصیلی ۴۸ واحد درسی را پاس می کند ، موقعی که کشف ۱۰ کیلو تریاک به ۱۰ کیلو قره قوروت(غارا - اصفهانی ها اینجوری می گن!) تبدیل می شود ، زمانی که بسیاری از مسولان بی سواد و نادان از دانشگاه "ضمن خدمت" مدرک نادانی و بی سوادی خود را تحویل می گرفتند ، چرا آن زمان تعجب نکردیم و به کردان ها توجه ای نداشتیم؟

علی کردان و کردان های دیگر ، زایید نظام فاسد ایران و یا همان جمهوری اسلامی هستند و نه جایی دیگر - همانند احمدی نژاد و دیگر کسانی که پست های کلان در اختیار دارند ، اما حیف که هنوز الفبای مدیریت و مسولیت را نمی دانند.

به احتمال فراوان کسانی همانند کردان در ایران زیاد یافت می شوند ،مسولانی که مدارک آموزشگاه های آزاد را برای ارتقاع شغلی و حقوقی جعل می کنند ، مسولانی که مدرک لیسانس را بدون کمترین حضور در کلاس های درس دریافت کرده اند ، حال به کردان ایراد نگیرم ، ایشان اندکی جسارت به خرج داده و از آکسفورد مدرک گرفته و یا جعل کرده است ، غافل از اینکه این نادانی را روزی پس خواهد داد. 

پنجشنبه 17 مرداد ماه سال 1387
نحوه کمک به دولت امام زمان!

سایت رجانیوز که در کوبیدن مخالفان عملی و نظری احمدی نژاد یدطولانی دارد ، ابتکار جالبی را انجام داده است ، البته هنوز برایم مفهوم نیست چگونه عده ای از انقلابی های دوآتشه جمهوری اسلامی ایران با اندیشه های آخرزمانی به این باور رسیده اند که می توان یک کار را با مدیریت خود انسان انجام داد و دست امام زمان و سایر نیروهای غیبی را ندید و یا از میزان تاثیرهای آنان بدور ماند! به گمانم برای کمک به دولت امام زمان آقای احمدی نژاد این سایت از هیچ کاری دریغ نخواهد کرد ، همانگونه هم که خودشان می گویند "اهل کوفه" نیستند و به عهد و پیمان خود با رییس دولت نهم پابرجا مانده اند ، حتی اگر این پیمان همه ملت ایران را به خاک سیاه بنشاند ؛ حتی اگر مجبور شوند شعر نو درباره برق و کم مصرف کردن بگویند و یا آنکه لباس های خود را بدون اتو بپوشندو... متن های زیر نمونه ای از فعالیت های فرهنگی بسیجیانی هستند که در سایت به فعالیت فکری-کوبیدنی مخالفان احمدی نژاد مشغول می باشند ، شما هم بخوانید و به این همه تفکر درود بفرستید.

 اولین سؤال ما از فروشنده لوازم برقی؛ مصرف انرژی اش چقدره؟!       

اگر روزی در همه ایران چراغهای اضافه خاموش شود، چقدر در مصرف برق کشور صرفه جویی می شود؟        

انرژی سرمایه ماست، به آن بیندیشیم.

مشاور رایگانتان را رایگان از دست ندهید! به دفترچه راهنمای برقی وسایل برقی اعتماد کنید!       

شیشه های پنجره اتاق ها برای نور طبیعی، همواره پاکیزه شوند.

دودکش ها و دریچه های شومینه راههای فرار خنکی هستند بین اتاق شما و جایی که کسی نیست.

یک لامپ کم مصرف 40 برابر یک لامپ معمولی می ارزد زیرا 8 برابر بیشتر از آن عمر و 5 برابر کمتر از آن برق مصرف می کنند.                             

یکشنبه 13 مرداد ماه سال 1387
سخنان بیهوده یک مسئول بی مسئولیت

معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت|+|:دستاوردهای فرهنگی انقلاب اسلامی باید به مردم شناسانده شود.

در ادامه وی افزود: تبیین تفاوت های فرهنگی جامعه ایران اسلامی در دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامی برای جوانان یکی از مهم ترین اموری است که باید مورد توجه مسئولان قرار گیرد.

 

- مشخص نیست یک مسئول چگونه می توانند چنین سخنانی را بیان کند ، آیا وی آگاه نیست و یا نشریات منتشره شده در ایران را نمی خواند ،‌برنامه های رادیو و تلویزیون را نگاه نمی کند که چنین سخنانی می گوید؟ اگر این سخنان از زبان یک انسان ناآگاه به امور جاری بیان شده بود قابل درک می نمود ، و نه مسولی که خود همانند دیگر هم کیشان در راه صدور انقلاب و ارزش های ناب اسلامی کوشش میکنند و از هیچ تلاشی فروگذار نیست ، حتی احداث کارخانه قند و شکر در جزایر قناری!

- با خواندن این حرفها به نتیجه ای دیگری هم خواهیم رسید ، اینکه دولت های قبلی هیچ عملی را در این خصوص انجام نداده و همگی در لگدمال کردن دستاوردهای عظیم انقلاب دست در دست همدیگر داده اند. اگر چنین باشد ، می بایست بخشی از تندروی ها و رفتارهای ضد انسانی سال های قبل را با ابزارهای پاک کننده پاک کرد! ماشاالله هرکدام از دولت ها تا جای ممکن دستاوردهای بدست نیامده را خوب نشان داده اند. از جمله تساهل و تسامح را ، رعایت حال و روزگار مردم را و...

- مشکل چنین سخنانی از زاویه ای دیگر نیز جالب توجه است ، هر زمان که یکی از مسولان فرهنگی سخنی را بیان می کنند ، خیلی سریع تمام بخش های زیر مجموعه اداری کار دستشان می آید و محدودیت های گسترده ای را آغاز می نمایند! همه و همه می کوشند تا از هر گوشه ای سندی را در جهت دستاوردهای انقلاب و اسلام به مسئولین و مردم ارایه دهند و از طرفی دیگر عرصه را تنگتر نموده تا جایی برای تنفس نباشد.

جمعه 11 مرداد ماه سال 1387
به بهانه تولد آیت الله خامنه ای...

هفته گذشته روزنامه جام جم ، با هزینه دولتی و از جیب ملت ایران یک ویژنامه پرپیمان در خصوص تولد مقام رهبری چاپ کرده است تا مردم ایران را همانند همیشه در شادی حکومت شریک کند ، مجله را تهیه کردم تا بدانم در این رابطه چه گقته و چه نوشته اند.

یکی از دوستان گفت: تولد آقا را دیدی؟ گقتم: نه. گفت: یک مجله چاپ کردند و از اول تا آخر درباره تولد رهبری نوشته اند. همان وقت یادم آمد ، اشاره دوست ما به وِیژه نامه روزنامه جام جم بود. گفتم: بله ، ولی هنوز وقت خواندن بدست نیامده. 

اما این سوال برایم پیش آمد ؛ کی و بر اساس کدام معیارها می توان کارها و اندیشه های رهبری را مورد بازنگری قرار داد ، آیا در شرایط فعلی امکان پذیر است و یا انکه هر نقد و نگاهی به کارها و عملکرد وی با داغ و درفش روبرو می شود؟ به هر جهت تاریخ با زبانی دیگر و گفتاری دیگر به گذشته خواهد پرداخت ، نگاهی بدون ترکیب کردن اعتقادات و باورهای مذهبی. تاریخ قضاوت خواهد کرد ، قدرت بیکران و غیر پاسخگو چگونه ضررهایی دارد ، تاریخ...

اصولا ما ایرانی ها ، نه نه ، ما شرقی ها بیشتر از انکه با تحلیل اخت باشیم و دست دوستی به نقد بدهیم ، از تجلیل خوشمان می آید و به به و کف زدن برای آنها که دوستشان داریم را ثانیه ای فرو نمی گذاریم ، خصوصا اگر این تجلیل ها از قدرت فربه باشد.

دوشنبه 7 مرداد ماه سال 1387
یک خرید ساده!

چند روز قبل برای تهیه چند قلم کالا به فروشگاه مواد غذایی رفتم ، در هنگام خرید و همانند دفعه های قبل به برچسب "قیمت برای مصرف کننده" نگاه می کردم ، آهسته آهسته گاری را با شرم هل دادم(این کارها برای من اندکی سخت است ، کلی با خودم کلنجار می روم و بعد خرید می کنم!) و اجناس مورد نیاز را در برمیداشتم ، با حسابی که من از قیمت ها داشتم ، کل خرید می بایست ۲۵ هزار و یا ۲۶ هزار تومان می شد ، اما چنین نشد!

تا اینجای خرید هیچ مشکلی نبود ، پای صندوق که رسیدم ، صندوق دار طبق معمول اجناس را محاسبه کرد و گفت: چیزی دیگری لازم ندارید؟ گفتم: تشکر ، همین ها کافی است. در جواب گفت: ۳۹۲۵۰ تومان اجناس شما می شود. یک لحظه تعجب کردم ، تقریبا جنس هایی را که خریده بودم  با حساب خودم و بر اساس "قیمت برای مصرف کننده" نمی توانست بالاتر از ۲۶ هزار تومان می شد ؛خلاصه اینکه ، گفتم: ببخشید ، شما درست حساب کردید؟ صندوق دار هم گفت: این ماه خیلی از کالاها گران شده است ، مخصوصا جنس هایی را که شما خرید کردید! من چیزی خرید نکرده بودم ؛ وسایل لازم و ضروری ، روغن مایع ، مقداری حبوبات ، چای ،زعفران و... شاید غیر ضروری ترین مواد خوراکی در سبد من ، کلوچه گردویی بود! خلاصه اینکه پول را پرداخت کردم و در یک لحظه و بصورت کاملا عمیق به "دولت امام زمان" و کارهای انقلابی اش پی بردم.

وقتی آمدم خانه "قیمت برای مصرف کننده" را با قیمت هایی که ماشین شده بود را مقایسه کردم ، جالب بود و و حشتناک ،‌تمام کالاها با افزایش قیمت روبرو شده بودند ، مثلا روی بسته کلوچه گردویی قیمت ۲۵۰ تومان حک شده بود ولی در فیش اجناس مبلغ ۵۰۰ تومان پرینت گرفته شده بود!! از این رویداد تلخ می توان چند نتیجه گرفت.

۱ - اینکه من اصلا فروشگاه نرفتم و یا اینکه رفتم و خرید نکردم و یا اینکه خرید کردم و پول اضافی پرداخت نمودم!

۲- با این خرید متوجه خیلی چیزها شدم ، عیدی نمایندگان مجلس هفتم به ملت باهوش ایران - تثبیت قیمت ها و کنترل تورم ، کارهای عجیب و تا حدودی شعبده بازی های احمدی نژاد و باند اقتصادی وی ، یاد طرح های زودبازده بیفتید و تک نرخی شدن بیکاری در کشور و...

۳- به احتمال فراوان همانگونه که تمام بازار اقتصادی ایران در دست دولت نیست و "عده ای خاص" اقتصاد را هدایت می کنند و امام زمان هم مدیریتی بر امور کشور ندارند ، شاید کار کار کارگزاران سازندگی و بازندگی باشد! شاید البته!

۴- باقی نتیجه های اخلاقی ، سیاسی ، اقتصادی و... برعهده شماست ، اگر هم شما نتیجه خاصی را مدنظر ندارید مهم نیست ، رییس دولت نهم تمامی نتیجه ها و راهکارهای علمی و فنی و جهانی را در جیب کت خود دارند. 

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>