یوسف و زلیخا Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387
ما هم دولفین هستیم...

یادداشت مسیح را خواندم و همینجا گذاشتم|+|. نوشته مسیح بازتاب بخشی کوچکی از اقتصاد بیمار ایران است و نه توهین و یا بی حرمتی به کسی و یا آنکه توهین به مردم ایران باشد.

اقتصاد ایران ؛ اقتصاد دولتی است و نه آزاد و نه بخش خصوصی ؛ اقتصاد دولتی فساد آورترین نوع اقتصاد است. چنین اقتصادی خواسته و یا ناخواسته مردم را مجبور می کند که برای رسیدن به خواسته های خود به بخشی از دولت متصل شوند ، راههای دیگر را طی نمی کنند چرا که غولی به نام دولت دستش را روی هر مجرای اقتصادی گذاشته و راه برون رفت از آن نیست. آیا وضع ما ایرانی ها در ایران خارج از چنین موضوعی است؟ آیا می توان پله های ترقی را بدون وصل شدن به این سیستم بیمار طی کرد؟ و اگر نیست ، پس چیست؟

از یادداشت مسیح علی نژاد و یادداشت ها و نوشته های مشابه باید کسانی ناراحت شوند و عرق شرم بر پیشانی شان نقش بندد که خواسته های اولیه مردم را برآورده نکردند. آنهایی که حرفهای فضایی زدند ولی خودشان خوب نمی دانستند روی زمین هستند و قرار است کارها را بر اساس برنامه های زمینی پیش ببرند و نه فضایی. نیازهای اولیه هر ملتی همیشه و همه وقت بخشی از دغدغه های دولت ها بوده است و خواهد بود ؛ البته دولت هایی که با اقتصاد بیمار دولتی اداره و کنترل می شوند و نه دولت هایی که برنامه خود را گونه ای دیگر تعریف می کنند.

اگر دولت در ایران شغل ایجاد می کرد ؛ اگر خواسته های مردم را با کارهای تجاری پوشش می داد ؛ اگر با دستی بازتر سبب می شد بخش های مختلف مردم در فعالیت های تجاری سود ببرند و... آنوقت سیل عظیمی از نامه هایی که ۹۹ درصد آنها خواستار وام و پول هستند به سوی رییس دولت سرازیر نمی شد.

شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387
آواز دولفین ها - مسیح علی نژاد

زمان زیادی از رو‌زهای گرم حضور گروه ما در منطقه آزاد کیش گذشته است اما هنوز چرخش رندانه دست‌های مرد جوان در آسمان کوچک پارک دلفین‌ها چنان قدرتمند بر صورت و سیرت ذهن و خیال مانده است که چرخش دست‌های مرد جوان دیگری در آسمان نقطه دیگری از ایران کافی است تا رقص دلفین‌ها دوباره در برابر چشمانم زنده ‌شود. حکایت غریبی است رقص و آواز دلفین‌های جزیره. پس از تحمل ساعت‌ها گرسنگی و بی‌غذایی، دست مرد جوان که از سبد آذوقه بیرون می‌آید، دلفین‌ها معصومانه اما هنرمندانه سر و بال می‌جنبانند و سپس به لقمه کوچکی قانع می‌شوند و تن به خیسی استخر زیبای پارک می‌دهند. با اشاره‌ای دیگر از سوی صاحب لقمه‌های از پیش مهیا شده، ناباورانه می‌بینیم که از گلوی این بی‌زبان‌های زیبا، صدا‌هایی هماهنگ اما ناهمگون به گوش می‌رسد. مرد جوان مغرور از همراهی دلفین‌ها آواز غریب دلفین‌ها را رهبری می‌کند، دلفین‌ها بلندتر می‌خوانند، جمعیت به آوازخوانی این موجودات دلفریب دل می‌بازد و آسمان جزیره پر می‌شود از شور و شعف کسانی که هم‌پا و همراه شدن دلفین‌ها با مرد جوان را به بزم نشسته‌اند. غافل از آنکه این کنسرت با تمام زیبایی‌های بی‌نظیرش، سمفونی گرسنگی و گردن‌کجی و گدایی و گریه دلفین‌ها بود برای لقمه‌ای که به آن نیازمند بودند و این احتیاج بود که آوازی چنین تلخ را رقم زد تا مرد جوان بر آن ببالد و فخرش را به جمعیتی بفروشد.

این روزها که ساکنان قوای اجرایی و تقنینی ابایی از اعتراف به کمرشکن شدن گرانی و تورم در معیشت مردم ندارند و رئیس دولت تورم را <طعم تلخ> تعبیر می‌کند و وزیر بازرگانی هم در پاسخ به اعتراضات نمایندگان در صحن علنی مجلس، گرانی را <غیرقابل کنترل> می‌خواند شاید همدلا‌نه‌تر بتوان حکایت غریب احتیاج و آواز دلفین‌ها را به حکایت غریب‌تر احتیاج و نیاز ملتی که اینک به گرد رئیس‌جمهورشان در سفرهای استانی حلقه می‌زنند تعمیم داد و از پیشداوری‌ها و متهم شدن به جنگ روانی‌و سیاه‌نمایی‌ها نهراسید. دست‌هایی که در آسمان استان‌ها می‌چرخد تا موج نامه‌ها و شکوه‌های ملتی را پارو کند تداعی‌گر چیست؟ جمعیتی که مشفقانه و مشتاقانه به گرد دومین شخص کشور در سفر‌های استانی حلقه می‌زنند تداعی‌گر کدامین نیاز و احتیاج هستند؟ ‌

مردمی که پس از اخراج کامل اصلا‌ح‌طلبان از گردونه تصمیم‌گیری کشور به جای شعار اصلا‌حات سیاسی، سینه سپرکردن مردانی را دیدند که تحول معیشتی و توزیع عدالت در زندگی روزمره را وعده داده بودند، اینک خود را به رئیس‌جمهور می‌رسانند تا متناسب با همان وعده‌ها، نامه مکتوب کنند و بعید است کسی به منظور نگرانی‌اش از موانع ایجاد شده برای دستیابی ایران به فناوری هسته‌ای یا مخدوش شدن چهره حقوق بشر دوستانه ایران در ماجرای دستگیری و احضار زنان و دانشجویان یا نادیده‌انگاشتن مبانی گفت‌وگوی تمدن‌ها و ارزش نهادن به اصول جامعه مدنی یا تقویت ادبیات دیپلماتیک در مراودات بین‌المللی به احمدی‌نژاد نامه بنویسد. آنان که فریادشان از تورم و گرانی‌هایی که تا دیروز در دولت و مجلس انکار می‌شد و به تازگی اصرار می‌شود تا قصورشان را به گردن دیگری بیندازند، قطعا صف‌نشین و صدرنشین نامه‌نویسان به رئیس دولت هستند. جمعیت دیگر کسانی هستند که پشت درهای بسته نظام نامنظم اداری جامانده‌اند و از آن جایی که خلق و خوی آقای رئیس در پیش بردن و مسکن‌های آنی گذاشتن بر دردهای عمیق را می‌دانند، شکوه‌نامه به محضر رئیس آورده‌اند. نمی‌توان کسانی که به دنبال بخشش بهره‌های بانکی یا دریافت وام‌ها و کمک‌خرج عروسی و تحصیل و اشتغال هستند را در صف نامه‌نگاران ندید. صدای فریاد تولیدکنندگان و سرمایه‌گذاران ورشکسته، کارگران بیکار مانده، حقوق‌بگیران و بازنشستگان بی‌حقوق مانده هم از میان جمعیت بلند است. از گلوی اقشار مختلف جامعه صداهایی هماهنگ اما ناهمگون بیرون می‌آید و چشم‌هایی خیره به آقای رئیس است تا لقمه‌ای فراخور گرسنگی‌‌شان از آستین بیرون آید تا هم او که پاسخ گرفته خرسند باشد و هم او که پاسخ داده به لذت این خرسندی ببالد و هم تماشاگران به وجد آیند و برای وجهه مردمی آقای رئیس دستی به نشانه شعف بالا‌ ببرند و هورا بکشند.

در این رهگذر نیز چه بسا فضایی حاصل می‌شود که در بزنگاه‌های انتخاباتی وعده‌های چرب‌تری مانند پرداخت مستقیم یارانه‌ها به مردم، جمعیتی را بیشتر از به انجام و فرجام رساندن امور زیربنایی کشور به وجد می‌آورد.

و اما اینک در شرایطی که ناشران، نویسندگان، صاحبان اندیشه متفاوت با جریان حاکم، دانشجویان، استادان محذوف از دانشگاه، زنان مطرود جنبش‌های اجتماعی، رانده‌شدگان از عرصه سیاسی و حزبی، منتقدان خودی و غیرخودی اعم از اصلا‌ح‌طلبان ردصلا‌حیت‌شده، وزرای برکنارشده، مدیران مستعفی، همراهان حذف‌شده دولت و در نهایت جمعیت مایوس و خاموشی که صدایی از آنان در آخرین انتخابات کشور به گوش نرسیده است، هیچ سهمی در نامه‌نگاری به رئیس‌جمهور ندارند، به راحتی می‌توان کنکاش کرد که جمعیت حلقه‌زده به گرد رئیس‌جمهور چه کسانی هستند، چه آواز تلخی را برای رئیس دولت می‌خوانند و چه می‌خواهند و سپس باید متناسب با خواسته‌های آنان ثبات و پایداری در مدیریت را پیشه کرد تا مبادا به تعبیر مقام رهبری <عدالت بدون پیشرفت تنها منجر به برابری در فقر شود.> در غیر این صورت است که خالق سفرهای استانی و خالق نامه‌نگاری‌های مردمی در دولت جاری تبدیل می‌شود به خالق کنسرت‌های غم‌انگیزی که در آن، جمعیتی گرسنگی‌شان را آواز بخوانند و جمعیتی دیگر سرمست و دلخوش به این همراهی‌های از سر نیاز ببالند و نامش را بگذارند استقبال پرشور مردمی، غافل از آنکه این سمفونی گرسنگی و گردن‌کجی و گریه است که به رقص و آوازی تلخ شباهت دارد و چه بسا در تنهایی اشک‌های خود آقای رئیس را هم جاری می‌کند چرا که راز دلفین‌های گرسنه را تنها کسی می‌داند که خود مسبب به‌وجود آمدن نیاز و احتیاج آنها است.

جمعه 6 اردیبهشت ماه سال 1387
دود سیگار و مسائل ایران در چشم مردم!

گویا سایت تابناک|+| و رجانیوز|+| به جان همدیگر افتاده اند. البته این اختلافها آهسته آهسته خود را نشان داد. هر چند ، دو سایت می کوشند خود را حامی و پایبند ارزشهای اسلامی و ایران نشان دهند ، با این حال سخنرانی اخیر احمدی نژاد در استان قم سبب شده دور جدیدی از اختلاف های مالی و اقتصادی نمایان شود ، گویا عده ای از نزدیکان رییس دولت به وی پرونده هایی را نشان می دهند و از وی می خواهند خیلی محکم مافیای اقتصادی در ایران را رسوا نماید.

متاسفانه و یا خوشبختانه میزان فسادهای مالی در دوره جمهوری اسلامی نسبت به رژیم سابق افزایش یافته است! اگر در حکومت قبلی میزان رضایت شاه باعث رونق گرفتن زندگی افراد و وابسته های دربار می شد ، در دوران جدید و فعلی ما ، معیار ارزشهای انقلابی که هر روز یک تعریف و یک شکل دارد وسیله ای شده تا عده ای خاص به سرمایه های فراوان دست پیدا کنند و از برکت همین پول ها اندیشه های انقلابی و دینی را تحکیم بخشند! البته در حرف و گفتگو ها ، آنچه در عمل رخ می دهد و داده چیزی دیگر است.

بدون شک در پس پرده خبرهایی بوده است که احمدی نژاد چنین موضوعی را در یک سخنرانی عمومی بیان می کند و از سویی باعث موضع گیری هایی می شود. در واقع اگر چنین خبر و خبرهایی حتی بصورت نادرست هم باشد ، باز نمی توان از کنار خبرهایی به این شکل و محتوا گذشت و گمان برد کشور گلستان است و ما هم بلبل های این گلستان!

اینکه چرا سایت تابناک چنین موضعی را مورد نقد قرار داده حکایت از بازگو کردن واقعیت است و یا وابسته بودن به مراکز فساد مالی ، جای سوال و بررسی دارد ، هر چند اگر قرار به بررسی و ریشه یابی باشد باز هم آقایان هستند که می توانند فردی را مجرم بدانند و یا اینکه تبرئه کنند! سایت تابناک با گذشت کمتر از ۳ ساعت به موضع گیری علیه سخنان احمدی نژاد پرداخته است ، در واقع اگر مسولان سایت می خواستند دست به تحقیق بزنند و سخنان اشتباه رییس دولت نهم را نشان دهند به زمان بیشتری نیاز داشتند. این هم یک مورد دیگر ، براستی سایت بازتاب و تابناک فعلی اطلاعات خود را از کدامین منایع دریافت می کنند؟

قاچاق سیگار و یا قاچاق هر کالای دیگر ، همگان و یا آنانی که به کارهای گمرکی آگاهی داشته باشند می دانند ، بدون رابطه ها و بدون امتیاز دادن به بخش های گمرگ و دیگر دستگاه های وابسته نمی توان حتی یک کارتن جنس را به داخل کشور وارد کرد.

حال بحث قاچاق سیگار است ، اگر میلیاردها سیگار به کشور ایران وارد شود ، علاوه بر دود سیگار که باعث بیمارهای بسیار می شود ، دود همین سیگارها و دیگر سیگارهایی که از نظر شکل متفاوت هستند در چشم مردم ایران می رود و لاغیر. این مردم ایران هستند که در دست انسان هایی گرفتار آمده اند که بقای خود را در وجود فساد می دانند و نه مدیریت.

تا زمانی که فساد هست ، آقایان هم هستند ، وجود چنین نظام هایی بر اساس فساد است و نه روشنگری و روشن بودن تاریکخانه ها.

سه شنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1387
یک سوال

یک سوال خیلی کلی بپرسم. این سوال بارها و بارها به ذهنم خطور کرده است ، هر بار و به فراخور وقت و اندیشه جواب هایی به آن دادم و با این حال باز هم همین سوال خود را عیان می سازد و پرسش سابق را طرح می کند!

سوالم این است ، یا وجود نهادی مانند سپاه ،بسیج و دیگر نهادهایی که به عنوان دولت در سایه اقدام می کنند و بسیاری از قدرت کلان را در چنگ خود دارند و تجربه نشان داده همچنان به راه خود با تمام توان ادامه می دهند ، چگونه می توان امیدی به اصلاح ساختار داشت؟

سه شنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1387
مسوول یا اپوزیسیون

محسن صفایی فراهانی

 رییس جمهوری در سفر استانی هیات دولت به قم با انتقاد از عملکرد بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و مراجع نظارتی در مبارزه با فساد اقتصادی، قول داد که دست مفسدان اقتصادی را از بیت المال در سال جدید قطع کند و در عین حال به عملکرد عده ای اشاره کرد که در مخالفت با دولت از امکانات بانک ها و نفت استفاده می کنند تا دولت را ناموفق جلوه بدهند.

باید به این نکته اشاره کرد که منابع نفت کاملا در اختیار دولت است و درآمد نفت مستقیما به خزانه می رود و خرید و فروش فرآورده های نفتی نیز توسط دولت انجام می شود. حال این پرسش مطرح است که در سه سال گذشته که دولت نهم زمامدار امور بوده و بارها و بارها و حتی قبل از روی کارآمدن دولت جدید در مورد نقش مافیای نفت سخن به میان آمده است، چرا هیچ کس را به عنوان عوامل مافیای نفت معرفی نکرده و چرا هیچ گونه برخوردی با این موضوع نشده است.

بنابراین به نظر می رسد که این سخنان بیش تر به یک برنامه تبلیغاتی شبیه است تا یک طرح جدی اقتصادی یا انتقاد سازنده حاصل از یک استراتژی مشخص و دولت با استفاده از 98 درصد امکانات رسانه ای و تریبون های موجود در رسانه ملی و سایر رسانه ها تلاش می کند تا به نفع عملکرد خود تبلیغ کند و این پرسش مطرح است که منتقدان دولت چگونه با دو درصد امکانات رسانه ای می توانند دولت را ناکارآمد جلوه دهند و مانع کار دولت شوند.

در سیستم بانکی نیز دولت با فشار به وزارت اقتصاد و دارایی همه مدیران بانک ها را تغییر داد و این مدیریت بانک ها و هیات مدیره های بانک هستند که تسهیلات بزرگ را تصویب می کنند که به چه افرادی پرداخت شود و وام های کوچک و قرض الحسنه توسط شعب بانک ها پرداخت می شود اما در مورد تسهیلات چند میلیارد تومانی مورد اشاره رییس جمهوری، این هیات مدیره بانک ها هستند که تصمیم می گیرند، پس چگونه است که با وجود تغییر مدیران بانک ها توسط دولت، باز هم عده ای می توانند به قول رییس جمهوری به بیت المال دسترسی داشته باشند؟

نکته حایز اهمیت آن است که رییس جمهوری در شرایطی این انتقادها و سخنان را مطرح می کند که در روزهای آخر کار مجلس هفتم هستیم و مجلس هفتم با وجود همراهی با دولت در تصویب بودجه های سالانه با رشد زیاد و تصویب چند متمم بودجه در سه سال گذشته که عملا زمینه رشد حجم بودجه، نقدینگی و تورم را فراهم آورده، مورد انتقاد دولت قرار گرفته است البته جای تعجب ندارد زیرا آقای باهنر، نایب رییس مجلس نیز قبل از انتخابات پیش بینی کرده بود که تعداد زیادی از نمایندگان مجلس هفتم به مجلس هشتم راه نخواهند یافت و آقای رییس جمهوری نیز بر همین اساس انتقادها را در ماه های پایانی عمر مجلس هفتم مطرح کرده است.

در ارتباط با عملکرد سیستم بانکی، دولت با همکاری مجلس نرخ سود بانکی را کاهش داد و در حال حاضر که تورم بالا رفته بانک مرکزی به دلیل دولتی بودن و نداشتن استقلال، نمی تواند نرخ سود بانکی را افزایش دهد و همین امر باعث شده که عده ای به تسهیلات بزرگ بانکی با و نرخ سود بانکی کم دسترسی داشته باشند و از آن بهره مند شوند.

اما این پرسش وجود دارد که اگر در بخش نفت و بانک ها سود باد آورده و رانت و فساد اقتصادی وجود دارد، چگونه دولت با وجود نظارت و مدیریت کامل بر بانک ها و نفت نمی تواند با این معضل روبه رو شود و چرا با وجود همه امکانات امنیتی، نظامی و نظارتی با پدیده فساد اقتصادی مقابله جدی نکرده است و چرا با وجود مدیران مورد وثوق دولت در بانک ها نمی توانند با پدیده دسترسی عده ای به تسهیلات چند میلیارد تومانی مقابل کنند؟

به خاطر نوع عملکرد دولت در فشار به بانک ها برای پرداخت تسهیلات، مانده مطالبات معوق بانک های مختلف افزایش یافته و دولت باید عملکرد خود را بازنگری کند تا متوجه شود که بخشی از مشکلات حاصل از عملکرد دولت است و در شرایطی که برخی کارشناسان اعلام می کردند که این سیاست ها با علم اقتصادی همراه نیست، دولت همچنان زمینه تورم بیش تر و مطالبات معوق بانک ها را با عملکرد خود دامن زد.

در شرایطی که تعیین نرخ سود بانکی و پرداخت تسهیلات و مدیریت بانک ها تماما در دست دولت است و بانک مرکزی استقلال کافی ندارد، این سیاست های دولت است که عملکرد بانک ها را در کارآمدی، زیرسوال می برد.

دولت باید به بازنگری مواضع قبلی خود بپردازد و بررسی کند که سیاست های اقتصادی سه سال گذشته مبنای علمی داشته است یا خیر؟

و به جای آن که تبلیغ و از خود دفاع کند و دیگران را متهم کند باید بپذیرد که دستوری عمل کردن در سیستم بانکی و اقتصادی کشور و تغییر دستوری مدیران و سیاست ها نتیجه ای جز کاهش کارایی و تورم شدید به دنبال ندارد و عملکرد سال جاری دولت در بودجه 87 نیز باعث فشار به منابع کشور، کسری بودجه و توزیع پول پرقدرت و تورم خواهد شد و دولت بهتر است به جای ورود به سیستم دفاع از خود و انتقاد از دیگران، سیاست های خود را اصلاح کند.

<<      1      2      3      >>