چند روز قبل این خبر اندکی چشمم را گرفت. در میان انبوهی از اخبار منتشر شده گاه احساس می کنم این خبرها حرفی برای گفتن دارند و یا داشته اند ولی خوب به چنین نگاهی پرداخته نشده است. فارق از اینکه متن سخنان را چه کسی بیان داشته متن را بخوانید تا بگویم.
حسن روحانی که پنج دوره نماینده مجلس شورای اسلامی بوده است گفت:" مانع دیگر پیش رو، نفت است که باید بهترین قدرت و موتورتوسعه ما باشد. متاسفانه قیمت نفت چه بالا برود و چه پایین بیاید برای ما مشکلساز است. امروز نفت ۱۰۰ دلاری یک فرصت استثنایی برای ماست. که باید از این فرصت استفاده کنیم. برخی می گویند این استثنائی است شاید تکرار نشود.
پس از انقلاب اسلامی نفت شد بشکهای ۴۰ دلار بعد به ۷ دلار هم کاهش پیدا کرد. و امروز ۱۰۰ دلار است. از این فرصت استثنایی باید ما استفاده کنیم. این نفت باید تبدیل شود به کالای سرمایه ای، بخشی از این پول نفت صد دلاری را در خارج، ما سرمایه گذاری کنیم.
با پول نفت ۱۰۰ دلار چه کردیم؟ اتکای ما در بودجه به نفت بیشتر شد. متاسفانه بخشی از هزینه های جاری را از دلار نفتی تامین کردیم."
وی ادامه داد:" دلار نفت را به بانک مرکزی فروختیم و اسکناس گرفتیم که طی دو سال گذشته، نتیجه آن دو برابر شدن نقدینگی در تاریخ پول ایران شد. این یعنی بدبختی، تورم و فشار بر جامعه.
متاسفانه بجای اینکه نفت گران موجب تضمین بهتر آینده ما شود، و آینده نسل امروز و فردا، کم کم به نگرانی تبدیل شده.
- سخنان روحانی را می توان به گونه های مختلف فهم کرد. آنچنان که سخنان دیگر مسولان را می توان در همین رابطه خواند و اندیشه کرد. از جهتی این سخنان را برآمده از درگیری با تیم کاری دولت نهم پنداشت و یا اینکه در دفاع از کارنامه دولت های قبلی نام نهاد ، آنچه مهم است سوالاتی می باشد که در میان سخنان ایشان پرسیده شده و خود ایشان نیز جواب گفته اند. به هر روی این امر خوشایند است ، حداقل آنکه کسانی که تا دیروز در تیررس حادثه مسائلی نفتی-هسته ای ایران بودند در حال حاضر منتقد جدی دولت نا کارآمد نهم شده اند.
اما می توان پرسش کرد: شخص حسن روحانی تا این زمان کدام نوشته و طرحی را برای بهبود وضعیت اقتصادی نفتی ایران روی میز گذاشته است؟ همفکران ایشان تا این موقع کی و چگونه این روال ناقص را کشف نمودند؟ و دیگر سوالاتی از همین دست.
هر فردی با اندک دانشی در زمینه اقتصاد می تواند مشکلات دست به گریبان اقتصاد فاسد ایران را بازگو کند و اگر قلمی خوبی داشته باشد همان سخنان شفاهی را مکتوب سازد ، اما در حیطه عمل اوضاع از چه قرار است؟ آیا با یک سیستم فاسد و مشکل دار می توان با سخنانی جذاب کارها را درست کرد و یا خیر؟
آنچه که از سخنان حسن روحانی و دیگر منتقدان فهم می شود پوشیدن لباس منتقد در اوج قدرت است ، البته این نقدها زمانی صورت می گیرد که خود در قدرت هستند ولی عملا کار اجرایی نمی کنند.