نویسنده:مهدی خلجی
در پاره ای روایتهای اسلامی آمده که ریختن خون مسلمان تنها در سه صورت حلال می شود: کفر پس از ایمان، زنای مرد یا زن همسردار و قتل.
به نص قرآن، بالاترین جرم در اسلام شرک به خداوند است؛ با این همه در سنت اسلامی، سخت ترین نوع مجازات برای آمیزش جنسی خارج از چارچوب ازدواج، بویژه آمیزش زن یا مرد همسردار و نیز لواط یا عمل همجنسگرایانه مردان در نظر گرفته شده است.
مجازات سنگسار برای مرتکب شونده زنا از مباحث پیچیده شریعت اسلامی است و درباره جزئیات آن اختلاف نظر فراوانی میان مکتبهای فقهی سنی و شیعی وجود دارد. حکم رجم یا مجازات سنگسار در قرآن که در مقام منبع نخستین شریعت اسلامی به رسمیت شناخته می شود وجود ندارد اما آن گونه که در پاره ای متون فقهی اولیه آمده، پیامبر اسلام خود دستور سنگسار را در چند مورد صادر کرده است.
تقریباً میان مفسران و محدثان اتفاق نظر وجود دارد که آیه ای هم در وجوب اجرای مجازات سنگسار بر پیامبر نازل شده اما اینکه چرا این آیه اکنون در قرآنی در دست ماست وجود ندارد، موضوع مناقشه های فراوان است.
جلال الدین سیوطی، قرآن شناس و مفسر نامدار مصری در قرن دهم هجری، در کتاب الاتقان فی علوم القرآن از عایشه، همسر پیامبر نقل کرده که سوره احزاب که در روزگار پیامبر خوانده می شد، دویست آیه داشت اما زمانی که عثمان خلیفه سوم مسلمانان قرآن را تدوین و مکتوب کرد شماری از آیات، از جمله آیه سنگسار را از قلم انداخت.
در قرون اخیر، رفته رفته، باور به تحریف قرآن هواداران خود را در میان مسلمانان از دست داده و تقریباً همه پیروان اسلام باور دارند مصحف عثمان، بی کم و کاست و تغییر، همان قرآنی است که بر محمد پیامبر اسلام نازل شده است. از این رو، شمار بسیاری از مفسران می انگارند آیه سنگسار بر پیامبر نازل شد و نخست پاره ای از قرآن بود و سپس پیامبر به دستور خداوند آن را از قرآن برداشت، به این معنی خواندن این آیه نسخ شد بدون آنکه حکم آن منسوخ شود.
موضوع دیگری که اغلب مفسران بر سر آن هم نظرند این است که مجازات زنا به صورت تدریجی وارد احکام اسلامی شده است.در آیه پانزدهم سوره نسا آمده زنانی که زنا کنند و چهار نفر بر عمل آنها شهادت دهند باید در خانه حبس شوند تا بمیرند.برخی مفسران مانند علامه محمدحسین طباطبائی، نویسنده تفسیر المیزان می گویند این آیه با آیه دیگری در سوره نور که مجازات تازیانه را برای مرد و زن (مجرد) زناکار وضع کرده، نسخ شده است.
شماری دیگر از مفسران باور دارند این آیه نه با آیه ای دیگر، که با سخن یپامبر نسخ شده است. فقیهان عمدتاً می گویند زنا از سه راه ثابت می شود: شهادت چهار مرد، آبستنی زن یا چهار بار اعتراف زناکار.
شهادت چهار مرد نیز شرایط ویژه ای دارد که در عمل، کار گواهی را دشوار می کند زیرا باید هر چهار نفر به چشم خویش عمل آمیزش جنسی را مشاهده کنند. اگر سه نفر شهادت دهند و فرد چهارمی در کار نباشد، آن سه نفر تازیانه می خورند.در جزییات مسئله شهادت و آبستنی یا اعتراف هم اختلاف نظرهای فقهی فراوان است.
روایات اسلامی بسیاری تأکید کرده اند که زناکار اگر توبه کند، گناهش بخشیده می شود و مجازات بر او اجرا نمی شود. برخی روایات نیز به اختیارات حاکم اسلامی اشاره می کنند که حتی بدون توبه زناکار می تواند از گناه او درگذرد و از مجازات چشم پوشی کند.
از طرف دیگر، دشواری شرایط اثبات زنا راه را بر اسقاط مجازات هموار کرده است. مثلاً اگر زن آبستن بگوید که به اجبار تن به عمل جنسی داده نمی توان سنگسارش کرد یا حتی اگر کسی سه بار اقرار به زنا کرد و بعد حرف خود را پس گرفت حکم زنا اثبات نمی شود. پیچیدگی و سختگیری در اثبات عمل زنا و اجرای مجازات سنگسار آن اندازه بوده که به گواهی تاریخ اسلام، در عمل این مجازات به شکل چشمگیری اجرا نشده است.
این نکته را نیز باید در نظر گرفت که پیش از ظهور اسلام در جزیرة العرب زنا مجازاتی رسمی نداشته و حتی اگر مردی زنا می کرده، موجب غرور و تفاخر هم بوده است.شماری از تاریخنگاران معاصر از رواج و آزادی روابط جنسی در جامعه آن دوران سخن گفته و با شواهد تاریخی نشان داده اند که چگونه مجازات زنا قانونگذاری شد.از نگاه این تاریخنگاران مسلمان، پیامبر اسلام طی دوران پیامبری خود فرماندهی بیست و هفت جنگ را بر عهده گرفت و فرماندهی هشتاد و سه نبرد را نیز به یاران نزدیک خود سپرد.
شرایط مستمر جنگی که مسلمانان در آن به سر می بردند، ضرورت تأمین جنسی خانواده را ایجاب می کرد و رزمندگان نیازمند بودند از وفاداری جنسی زنان خود اطمینان یابند تا با خیالی آسوده در جبهه نبرد شرکت کنند. ظاهراً مجازات سنگسار برای آمیزش جنسی خارج از چارچوب ازدواج در سرزمینهایی غیر از خاورمیانه سابقه نداشته است.
در میان ادیان بزرگ، نخست یهودیت و سپس اسلام مجازات سنگسار را تشریع کردند، هرچند در یهودیت نیز مانند اسلام از نظر تاریخی این مجازات بندرت اعمال شده است.در قرآن، فاش کردن روابط جنسی دیگران (تشییع الفاحشة) نکوهش شده و در متون اسلامی حتی از شخصی که مرتکب عمل جنسی خلاف شریعت می شود خواسته شده آن را پنهان کند و در نهان به توبه روی آورد.
بر این روی، رواج مجازات سنگسار بیش از آنکه به حکم الهی پیوند داشته باشد، با فرهنگهای اسلامی و ویژگیهای آنها ارتباط می یابد. مثلاً در کشور اسلامی تونس، بنابه سنت، پنهان کردن روابط جنسی بیرون از دایره ازدواج زنان، شیوه مرسوم خانواده های ثروتمند است.یعنی پنهان کردن روابط جنسی با مسئله ثروت اقتصادی ارتباط دارد و مردان ثروتمند در درون خانواده می کوشند خود زنان را مهار کنند اما فقیران "تخلفات جنسی" زنان خود را به محکمه و قضاوت قاضی و مجازات می سپارند.
در مصر، روابط جنسی آزاد زنان موجب جریحه دار شدن "شرف" و "غرور" اجتماعی مردان انگاشته می شود و مسئله ای است بیشتر مربوط به منزلت اجتماعی. در تاریخ مصر، زنان زناکار را به رود نیل می افکندند اما ضرب المثلهای مصری فراوانی نیز هست که مرتکب زنا را به پنهان کردن آن فرا میخواند.
این همه در حالی است که مسئله مجازات سنگسار امروز به یکی از نمونه های ناسازگاری شریعت اسلامی با میثاق بین المللی حقوق بشر بدل شده است.به نظر می رسد در دوران جدید، مسئله سنگسار از سیاق فقهی خود خارج شده و از گفتار سنتی اسلامی به گفتار بنیادگرایی اسلامی منتقل شده است. یکی از ارکان بنیادگرایی اسلامی، باور به ضرورت اجرای یکایک احکام شریعت است.اگرچه در تمام جهان اسلام اکنون تنها شش کشورند که حکم سنگسار را در قوانین جزائی خود گنجانده اند: نیجریه، سودان، عربستان سعودی، جمهوری اسلامی ایران، جمهوری اسلامی افغانستان و امارات متحده عربی.
با آنکه اجرای احکام شریعت یکی از بنیانهای اصلی گفتار بنیادگرایی اسلامی است، شماری از کشورهایی که ظاهراً در پی اسلامی کردن همه قوانینند، در عمل نتوانسته اند بسیاری از قوانین اسلامی را به قوانین کشوری بدل کنند. مثلاً در کشوری مانند ایران، بسیاری از قوانین مدنی، جزائی، کیفری و دیگر قوانین با شریعت انطباق کامل ندارد.
به عنوان مثال، در اسلام پیروان ادیان یهودیت و مسیحیت باید برای زندگی در سرزمین اسلامی مالیاتی خاص (جزیه) پرداخت کنند اما در ایران این حکم اجرا نمی شود. از سوی دیگر، بر پایه نظریه ولایت مطلقه فقیه، فقیه می تواند بنابر مصلحت بینی خود احکام شریعت (احکام اولیه) را به حالت تعلیق درآورد و مصلحت نظام را بر اجرای شریعت برتر شمارد. بر این اساس، شاید نزاع میان مدافعان حقوق بشر و هواداران اجرای شریعت در زمینه مسائلی مانند اعدام یا سنگسار به مسئله ای فراتر از ناسازگاری شریعت و نظام حقوقی مدرن بازگردد.
شماری از احکام اسلامی مانند اعدام و سنگسار، هرچند در واقعیت جاری بدان عمل نشود به نشانه وفاداری به سنت اسلامی و تعلق به گفتار بنیادگرایی است.در نتیجه، جدال بر سر مسئله ای مانند سنگسار را باید در چارچوب فراختری پیش کشید؛ یعنی چالش بنیادگرایی اسلامی با جهان جدید و به احتمال بسیار، با تفسیر و قرائت تازه از متون و تاریخ شریعت، دشوار بتوان بر این جدال سخت چیره شد.