یکشنبه 31 تیر ماه سال 1386
۶ هدف فیلم اعترافات

اشاره: نوشته زیر خالی از نقد نیست ، بازپخش مجدد این گونه نوشته ها نشان دادن گستردگی انتقادات به برنامه ای ضعیف است که از صدا و سیمای حکومت ایران پخش شده است و تا زمان حال مشخص شده هدف برنامه سازان تلویویزنی را برآورده نکرده است. به بیانی دیگر ، اکثر مردم و تا جایی که از دیگران پرسش کردم این ۳ فرد را به عنوان کارشناس روابط سیاسی ایران و آمریکا در سطح دانشگاهی شناخته و نه کسانی که کارهای ضد امنیت ملی در کشور ایران انجام داده باشند! چیزی دقیقا خلاف خواستگاه اصلی برنامه ساز تلویزونی! متن زیر برگرفته از سایت پیک نت|+| می باشد.

----------------------------

برخلاف بقیه اعتراف گیری های سالها گذشته که در آنها، فرد اعترافات بسیار بی سر و تهی را از حفظ کرده و جلو دوربین می خواند، اینبار به نظر می رسید به دلیل سرشناس بودن و یا تابعیت  آمریکایی اعتراف شدگان، بازجوها نتوانسته بودند آنها  را مجبور به اعترافاتی از قبیل  اقدام علیه امنیت ملی یا مطالبی از این دست کنند، بلکه ظاهرا طبق توافقی که بین دو طرف صورت گرفته بود هر سه شرکت کننده تاریخچه فعالیت های خود را که تقریبا هیچ نکته منفی در آن نبود را شرح دادند. در خلال این شرح فعالیت ها و بحث های کلی در مورد نحوه سیاست پردازی در آمریکا و ارتباط سیاست سازان آمریکا با نخبگان دیگر کشورها و نحوه سازماندهی فعالیت های گروههای به اصطلاح مرتبط با آمریکا در بقیه کشورها، فیلم هائی را جا سازی کرده بودند تا نظر تهیه کنندگان تامین شود. آنچه که ظاهرا سازندگان برنامه در پی دستیابی به آن بودند با توجه به فقدان یک سناریوی منسجم و تماشاگر پسند مطلقا تاثیری  منفی را  روی بیننده نمی گذاشت. شاید بیشتر مردم کنجکاو شده بودند که چگونه می توان مثل دیگر کشورها حکومت را ساقط کرد.

مثل روز روشن بود که هدف برنامه نتایج زیر بود:

1- در کلیه انقلاب های مخملی دانشجویان موتور انقلاب بوده اند و همگی گروه های اپوزیسیون در  کشورهای مخالف آمریکا از سوی آمریکا پشتیبانی مالی، اطلاعاتی، سیاسی می شوند.

2- کلیه کسانی  که برای ادامه تحصیل و یا شرکت در کنفرانس ها و سمینارها به غرب و خصوصا آمریکا دعوت می شوند به شبکه گسترده ای از افراد سیاستمدار و سیاست ساز آمریکا وصل می شوند و علاوه بر اطلاعاتی که از سخنرانی ها و پژوهشهای آنها کسب می گردد، به مرور آنها را رسما عضو این شبکه بین المللی کرده و به آنها سفارش کارهایی در ارتباط  با براندازی حکومت ها را می دهند. از علی افشاری و محسن سازگارا هم به عنوان کسانی که از چنین امکانات تحصیلی استفاده کرده اند به کرات نام برده شد.

3- مطبوعات یکی از مهم ترین پایگاه های آمریکا برای ضزبه به حکومت هاست و کلیه امکانات مورد نیاز روزنامه های مخالف مستقیم و غیر مستقیم از سوی آمریکا تامین می شود.

4- شبکه اینترنت یکی از مهترین ابزاری است که برای ارتباط و سازماندهی و خط دهی به گروههای مخالف مورد استفاده قرار می گیرد.

5- کلیه کسانی که در راه پیشرفت دموکراسی در دنیا فعالیت می کنند به نوعی در راستای منافع آمریکا و خیانت به کشورهای مخالف آمریکا گام برمی دارند.

6- اعتراض به آزاد نبودن انتخابات در کشورهای مخالف آمریکا عملا جاده صاف کردن برای ورود آمریکا به این کشورها و سرنگونی  حکومت هاست.

 همین 6 مورد خود گویای هدف از تهیه فیلم رنگی براندازی نرم بود. یعنی توجیه سرکوب دانشجویان، بستن مطبوعات، فیلترینگ اینترنتی، امریکائی معرفی کردن کسانی که طرفدار انتخابات آزاد و کوتاه شدن دست شورای نگهبان اند و زمینه چینی توجیه یورش ها و سرکوب های آینده به بهانه مقابله با انقلاب رنگی و براندازی نرم.

شنبه 30 تیر ماه سال 1386
زبانی دیگر ، خبرهای فارسی

دولت آمریکا و یا کشورهایی که دارای توان مالی بالایی هستند با راه اندازی شبکه های رادیویی و تلویزیونی در حال برقرار کردن ارتباط تنگاتنگی با مردم دیگر کشورها می باشند.

در زمان های نه چندان دور "رادیو مسکو" توسط بودجه دولتی اداره می شد به خبرپراکنی به زبان فارسی مشغول بود و در عین حال چپگرایان ایرانی و آنان که به اندیشه های لنین و استالینن وفادار بودند به این رادیو به عنوان یک خط مشی و جایی که می توان اندیشه را از دانش چپ سیراب کرد گوش می سپردند.

 یکی دیگر از رادیوهایی که در حال حاضر وجود خارجی ندارد ، رادیو "پکن" می باشد. مهدی خانبابا تهرانی به مدت ۵ سال و یا ۴ سال در این رادیو به گویندگی مشغول بوده است ، آنچه خانبابا تهرانی می گوید قابل توجه است ، رادیو پکن به عنوان تریبونی در خدمت مخالفان حکومت ایران نبوده بلکه اکثر خبرهای منتشر شده مربوط به پیشرفت جامعه چین بوده. در واقع اوج فعالیت های رادیو پکن به زمان حکمرانی "مائو تسه" بازمی گردد. زمانی که حکومت چین در تضادی نسبتا مشخص و هویدا به مقابله با چپگرایی در شوروی سابق می پرداخت و خواهان بدست گرفتن راهبرد حرکت اندیشه های چپ در جهان بود. رادیو پکن در حال حاضر شنیده نمی شود و تا جایی که می دانم هیچ سایت فارسی که بتوان نظر مقامات دولتی چین را مطالعه کرد وجود ندارد.

برنامه تلویزیونی آمریکا|+| و رادیو بی بی سی|+| در حال حاضر بالاترین بیننده و شنونده را در میان رادیو و تلویزیون های سیاسی فارسی زبان دارند. برنامه های تلویزیونی آمریکا طی چند ماه گذشته از ۲ ساعت پخش برنامه در روز به ۶ ساعت افزایش پیدا کرده است ، از سویی دیگر زمان خوب پخش برنامه های رادیو بی بی سی در جلب شنودگان بیشتری موفق بوده است. 

می توان پخش برنامه های رادیو اسراییل را بدترین در میان رادیوهای فارسی زبان برون مرز عنوان کرد - برنامه های این رادیو ساعت ۱۷ بعدظهر به وقت ایران پخش می گردد ، همین امر سبب گشته این رادیو نتواند همانند دو رادیو دیگر به بالا بردن تعداد شنودگان خویش موفق باشد ، البته می توان به دلایل دیگر هم پرداخت که در این مقال جایش نیست.  

آنچه در ۲ هفته قبل روی داد ، راه اندازی بخش فارسی|+| سایت وزارت امور خارجه دولت اسراییل است که خود به تنهایی می تواند عرصه ای باشد جهت گشودن بیشتر باب خواندن خبرهایی که از سوی حکومت ایران سانسور می گردد. حداقل آنکه آنان که اخبار را از روی وب سایت های خبری دنبال می کنند می توانند براحتی تمام و یا با عبور از فیلترینگ به خوانش این خبرها رسمی که زبان رسمی یک دولت است اقدام کنند.   

جمعه 29 تیر ماه سال 1386
جمهوری اسلامی به کجا رسیده است؟

اشاره: متن زیر در سایت بازتاب|+| منتشر شده بود. بدی سایت بازتاب و سایت های مشابهه وصل بودن به منابع و تحلیل گران اطلاعاتی منتقد دولت است که نامی از ایشان در لابلای متن برده نمی شود ، انسان نمی داند این نوشته و نظر متعلق به شخص "محسن رضایی" است و یا فردی دیگر از نزدیکان وی که با کارهای اطلاعاتی ارتباطی مستقیم دارد. آنچه مهم هست ، چند دستگی در پخش نظرات ایرانی-آمریکایی های بازداشت شده از سوی مسولان نظام است. امروز ، روز جمعه در تمام نمازهای جمعه کشور به پخش برنامه "به اسم دمکراسی" پرداخته شد و همگی بر "تاثیر گذاری این برنامه در افشای نقشه های آمریکا" تاکید کردند ، در واقع به امری تاکید داشتند که خودشان متوجه شکست آن شدند.

-------------------------------------------

در حالی که امام خمینی(ره) با تأکید بر استفاده از روش‌های مسالمت‌آمیز مردمی و پرهیز از خشونت، بنیانگذار انقلاب نرم در قرن بیستم بودند، وحشت از آسیب‌پذیری کشور از همین نقطه، اوج انحراف و انفعال ما از راه امام(ره) را نشان می‌دهد.

یک کارشناس ارشد سیاسی در گفت‌وگو با «بازتاب»، با اشاره به پخش فیلم مربوط به اعترافات از سیمای جمهوری اسلامی، با بیان این مطلب اظهار داشت: پخش این فیلم که نمایشگر اراده آمریکا برای ترویج دمکراسی غربی در ایران و دیگر کشورهای آسیای میانه و برخورد دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی با این اقدام است، نشان‌دهنده آن است که امروز پس از گذشت 29 سال از انقلاب، برخی جمهوری اسلامی را در برابر شیوه‌ای که خود آن را پایه‌گذاری کرده؛ یعنی ترویج ارزش‌های فرهنگی و تلاش برای صدور این روش‌ها به دیگر کشورهای جهان، آسیب‌پذیر می‌دانند.
این کارشناس گفت: چرا باید ما آنگونه از آرمان‌های امام(ره) و اعتماد به نفس و خودباوری انقلابی فاصله بگیریم که به جای آن‌که کشورهای غربی، از صدور اندیشه‌های انقلاب اسلامی نگران باشند و با هواداران و مبلغان انقلاب برخورد فیزیکی کنند، ما تعدادی روشنفکر غربگرای فاقد توانمندی‌های خاص را تهدیدی برای انقلاب بدانیم؟
وی خاطرنشان کرد: هم‌اکنون در سراسر جهان، به ویژه اروپا و آمریکا، مراکز اسلامی و گروه‌‌های غیردولتی و چهره‌های اسلامگرای بسیاری هستند که به اندیشه‌های انقلاب معتقدند و آن را ترویج می‌کنند. این به آن معناست که انقلاب نرم و صدور اندیشه‌های حرکت‌ساز اجتماعی، ابتکار امام خمینی(ره) بود و در حالی که این کشورها با مدد بودجه، بورسیه و حمایت‌های گوناگون، سعی در صدور اندیشه‌ها و شیوه عملکرد خود به دیگر کشورها را دارند، هواداران انقلاب اسلامی، داوطلبانه از مال و جان خود در مسیر انقلاب هزینه می‌کنند.

این کارشناس گفت: یا نگرانی‌های دستگاه امنیتی کشور در برابر این‌گونه حرکت‌ها اغراق‌آمیز و بزرگ‌پنداری است که باید با توجه به هزینه‌زایی شدید این‌گونه برخوردها نسبت به آن تجدیدنظر کرد و یا جمهوری اسلامی مانند کشورهای دیکتاتوری و ورشکسته شوروی سابق، در برابر این‌گونه حرکت‌های دست چندم، آسیب‌پذیر شده است که در این صورت باید به حال متولیان فرهنگ کشور تأسف خورد که جمهوری اسلامی را که در دهه نخست انقلاب در بالاترین سطح خودباوری، ابتکار عمل و سیاست تهاجمی فرهنگی بود، به شرایطی رسانده‌اند که در برابر این حرکت‌ها، آسیب‌پذیر شده است!

وی در پایان گفت: همان‌گونه که آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب، بارها تأکید کرده‌اند، نسل سوم انقلاب و جوانان رشید این کشور، همچنان فعال و باطراوت، اندیشه‌‌های بلند انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) را پیگیری می‌کنند و قطعا تنزل درجه انقلاب اسلامی که با خون صدها هزار شهید آبیاری شده و مقایسه آن با چند حکومت بی‌هویت که با چند بادگیر نارنجی و دو ساعت میتینگ خیابانی، را اهانت به جمهوری اسلامی می‌دانند.

پنجشنبه 28 تیر ماه سال 1386
مخاطب اعترافات کیست؟

منبع|سایت پیک نت - ایمانیان|

روزهای چهارشنبه و پنج شنبه ساعت نه و چهل و پنج دقیقه‌ی شب از شبکه‌ی یک، قرار است فیلم اعتراف رامین جهانبگلو و هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش پخش شود. این فیلم که  نامش«به اسم دموکراسی» است و از یکی از عبارات ِگفتاری اسفندیاری گرفته شده در حقیقت در ادامه‌ی سلسله برنامه‌های اعتراف گیری است که نسب به برنامه‌ی هویّت حاج سعید و برادر حسین می رساند، بلکه به پیش از آن به برنامه‌های دیگری که در دهه‌ی شصت پخش می شد و هم اکنون تشت رسوایی-ساختگی بودن بسیاری از آنان از بام افتاده است.

نوشتن کامل در این باره را به پس از دیدن هر دو برنامه و روز جمعه موکول می کنم ولی اینجا آوردن یکی دو مقدّمه بد نیست.

اوّل اینکه چه در برنامه‌ی هویّت و چه در دیگر برنامه‌ها و حتّی همین  برنامه گرچه چند جمله از افراد مختلف بیشتر پخش نشده است لحن جدّی و نادمانه‌ی افراد قابل تأمّل است. مثل موجودات دست آموزی از وجود توطئه و دست‌های ناپیدا می گویند و اینکه تا چه اندازه با آزادی و اختیار این حرفها را می‌زنند و...الخ .

مرحوم بازرگان که مدّتها در زندان ِرژیم گذشته بود، پس از انقلاب و اعتراف گیری‌های دهه‌ی شصت به در یکی از سخنرانی هایش در مجلس گفت:اگر به زندان رفت و نوار اعترافات او پخش شد، ملاکشان حرفهای بیرون از زندان ِوی باشد و پیشاپیش بی اعتباری آن حرفها را اعلام می کند. وقتی کسی مانند بازرگان چنین بگوید، همچو منی نباید ساده انگارانه به ملامت آنانکه جلو دوربین چنین حرفهایی را می زنند بپردازد.

اینکه آقایان چرا کاری را که بارها آزموده‌اند و نتیجه‌اش را دیده‌اند بازهم امتحان می کنند، واقعاً نمی‌دانم. اگر هدف آنها عوام النّاس است که نه جهانبگلو را می شناسند نه اسفندیاری را و اگر قشر فرهیخته است که از این بازی ها بسیار دیده‌اند و اگر جوانان طرفدار سینه چاکی است که مشت گره می‌کنند و رگ گردن بر می‌آورند که نیازی به این روضه‌ها ندارند که حقیقت را در آستین خویش می‌بینند و بدون اعتراف هم حکم به محکومیّت امثال اینها داده‌اند.

سعید اسلامی بودن به اسم و رسم و شکل و قیافه نیست؛ به کردار و گفتار است. تا وقتی همان کنش‌ها و برنامه‌ها در ساختار حکومتی دیده می شود چگونه می شود از مرگ پدیده‌ای به نام سعید اسلامی سخن گفت؟ 

روح حاج سعید حاضر و ناظر است و هر از گاهی با برنامه‌هایی مانند«به اسم دموکراسی» به ریش مخالفان خود می خندد.

چهارشنبه 27 تیر ماه سال 1386
موسویان کد جاسوسى نداشته است!

در ستون "دیگه چه خبر" روزنامه ایران ، خبری نوشته است که بسیار جالب توجه می باشد و به نوعی می تواند انعکاس دهنده برخوردهای درون گروهی باشد که بعد  از شکل گیری دولت نهم از شدت بالاتری نسبت به روزها و دوره های قبل برخوردار شده - خبر را بصورت کامل بخوانید|+|:

دست آخر این که یک نهاد امنیتى در گزارشى درباره پرونده حسین موسویان، معاون مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام آورده: برخلاف شیوه هاى معمول سازمان هاى جاسوسى دنیا، موسویان داراى کد کلاسیک نبوده و قرارهاى مشخصى جهت انتقال اطلاعات نداشته، لذا با توجه به این موضوع و براساس قوانین موجود، مجازات سنگینى متوجه وى نبوده است.بر اساس این گزارش، البته موسویان در یکى از مکالمات تلفنى خود به نوعى بر تسریع طرف غربى بر صدور قطعنامه در سازمان ملل تأکید کرده و لذا اتهام اقدام علیه امنیت ملى متوجه وى خواهد بود.در ادامه گزارش آمده: ماجراى دستگیرى موسویان از این قرار بوده که وى در سال گذشته ۵۰ روز مسافرت خارج از کشور داشته و ملاقات هاى زیادى با افراد تحت پوشش طرف هاى اروپایى و دیپلمات هاى غربى داشته که برخى از آنان به طور قطع از افراد سرویس هاى امنیتى غرب بوده اند و با این حال موسویان به راحتى با آنها صحبت کرده.بنابراین گزارش، از جمله اتهام هاى دیگر معاون دکترحسن روحانى این بوده که یک سرى اسناد محرمانه در اختیار وى بوده که باید آنها را تحویل مقام هاى مربوطه مى داده، ولى این کار را نکرده و آنها را تحویل نداده است.مهمترین اتهام موسویان هم درباره یک سرى اسنادى بوده است که در نهایت به دست سرویس امنیتى MI6 انگلیس افتاده بوده است..
 
فردی مانند موسویان پست های حکومتی بزرگی را در این نظام برعهده داشته است. فرض کنید آخرین مقام اجرای وی مسول مرکز تحقیقات تشخیص مصلحت نظام بوده و بغیر از این مقام کاری نداشته است ، در حال حاضر کاری با داشتن و یا نداشتن صلاحیت وی در بدست گرفتن چنین اموری نیستم. به نظر شما برای دیدن چنین فردی چند خان را می بایست پشت سر گذاشت؟
زمانی که وی به عنوان یکی از مشاوران ارشد تیم مزاکره کننده هسته ای ایران و معاون دکتر روحانی حضور داشت بارها و بارها وی از سوی بسیج دانشجویی دعوت شد و سخنانی را بیان کرد که فصل الخطاب تشکل های بسیجی بود.  
در حال حاضر چه حوادثی در حال روی دادن است که مسولان بالای مملکت از این حادثه های شوم بی خبر هستند؟ اگر موسویان خطایی را مرتکب شده بود چرا در این زمان پرونده های وی روی میز "پاسخگویی"قرار گرفته است؟ آیا سربازان گمنام امام زمان تا این حد بی توان شدند که کارهای خطای یک فرد را بعد از گذشت چند سال کشف می کنند و یا اینکه در این میان آنان هم مقصر هستند و کار خودشان را درست انجام ندادند؟
با شناخت نسبی که از ماموران امنیتی دارم ، ماموران ایرانی که در وزارت اطلاعات مشغول به کار هستند بسیار تیز هوش و زرنگ می باشند. چگونه می شود که بعد از یک کلاه برداری کلان و یا یک دزدی در کمتر از ۲۴ ساعت نیروهای اطلاعاتی به سرنخ های مهمی می رسند و در پرونده موسویان چنین تحرکاتی دیده نمی شود؟ چرا چنین شده است؟
   1      2      3      4      5      >>